یادداشت و تحلیل ماه ؛
تاریخ: ۲۰:۰۵ :: ۱۳۹۶/۰۳/۰۹
نام نویسنده: سیده روجا شجری
از شرق تا غرب با بررسی علل ناکامی فوتبال مازندران !

زور زدن در لیگ یک،دو و سه جز تلاش برای نیفتادن و حرص‌وجوش‌های بیخودی برای صعودی که اصلا در کار نبود،حاصلی را برای هوادارانمان نداشت.از نساجی محبوب و خونه به خونه ثروتمند گرفته تا جویباری‌ها و سا روی‌ها و شرقی‌ها و غربی‌ها و سایر تیم‌هایی که در طول این سال‌ها در لیگ‌های مختلف کشور حضور داشتند حاصلی جز حسرت برای مازندران نداشتند.

اختصاصی مازند اسپرت (مازند ورزش): اسمش را نمی‌توان آرزو نامید، حتی دیگر رؤیا هم نیست! این‌یک حسرت بزرگ بر دل مازندرانی‌هاست.شاید آن زمانی که مهر سقوط و نابودی شموشک به ثبت رسیده بود،کسی فکرش را هم نمی‌کرد که این‌گونه اسیر بخت بد شویم و مدت‌ها از سطح اول فوتبال کشور دور بمانیم.

زور زدن در لیگ یک،دو و سه جز تلاش برای نیفتادن و حرص‌وجوش‌های بیخودی برای صعودی که اصلا در کار نبود،حاصلی را برای هوادارانمان نداشت.از نساجی محبوب و خونه به خونه ثروتمند گرفته تا جویباری‌ها و سا روی‌ها و شرقی‌ها و غربی‌ها و سایر تیم‌هایی که در طول این سال‌ها در لیگ‌های مختلف کشور حضور داشتند حاصلی جز حسرت برای مازندران نداشتند.

مشکل از کجاست؟قصد داریم در این گزارش علل ناکامی چندین ساله تیم‌های مازندرانی در لیگ‌های مختلف کشور را از زبان کارشناسان مازند اسپرت بررسی کنیم.

اما کارشناسان ما به‌نوعی دیگر، علل عدم موفقیت‌ فوتبال مازندران را این‌گونه تحلیل کردند که در ادامه می‌خوانید :

سعید بسطامی :

پایان فصلی دیگر برای فوتبال مازندران/پایان فصلی بدون هیچ…

پایان فصلی بدون هیچ قهرمانی ، بدون هیچ صعود تنها فصلی پرهیجان و استرس و متأسفانه با یک روز سیاه برای فوتبال مازندران! شاید تنها دل‌خوشی فوتبال مازندران در فصل ۹۵ به قهرمانی امیدهای خونه به خونه و نایب‌قهرمانی متین در نونهالان و مقام چهارمی پدیده در نوجوانان بوده است .

سؤال اینجاست آیا فوتبال مازندران نمی‌تواند؟؟؟ پس چرا ما صعود نمی‌کنیم ؟ چرا قهرمان نمی‌شویم؟؟؟

فوتبال مازندران سرشار از استعدادهای نابی است که با تلاش مربیان زحمتکش رده‌های پایه هرروز شاهد ظهور آنان در عرصه‌های مختلف تیم‌های ملی در رده‌های پایه  هستیم . حالا سؤال این است چند درصد این بازیکنان رده‌های پایه جذب تیم‌های بزرگسالان استان می‌شوند مثل ابوالفضل رزاق پور در نساجی  و چند درصد این بازیکنان از استان کوچ می‌کنند مثل آقابراری و شعبانی ها در  تیم جوانان ذوب‌آهن و….

باید برای صعود تیم‌های مازندرانی باحوصله و آرامش بیشتری تصمیم گرفت . شاید حضور کسانیکه دلسوز و تخصص دارند بتواند به این امر کمک کند . باید برای صعود تیم‌های مازندرانی با برنامه بود و به گفته دوستانم باید برای این جنگید و کت کند و در میدان بود.صعود تیم‌های مازندرانی را از دید یک شهر ندید این صعود مال همه استان خواهد بود.

امسال در مرحله اول لیک دسته سوم با حضور ۵ تیم که تنها تیم شهدای ماکرون توانست از مرحله اول صعود کند تیم‌های  دیگر به علت مشکلات شدید مالی نتوانستند جایگاه مناسبی کسب کنند.

در مرحله دوم لیک دسته سوم ۵تیم حضور داشتند که فقط تیم شهدای بابلسر به مرحله پلی‌آف صعود کرده و بقیه تیمها نتوانستند صعود کنند!

حضور۹ تیم در لیک سه مرحله یک و دو در محدوده چند شهر ساری، بابلسر، قائم‌شهر و میاندورد  شاید از کیفیت بازی‌های این تیم‌ها کم کرده بود و باعث شد تا شاید مدیران تیم‌ها هم نتوانند از توان مالی  و حمایتی شهری خود استفاده کنند.

در لیگ دسته دوم تنهاترین تنها شهید کریمی جویبار بود که ابراهیم مرادی و جناب قاضی عشقی هرچه داشتند و کردند نتوانستند با تیم‌های متمول لیک‌دو مقابله کنند و تنها توانستند سهمیه این تیم را حفظ کنند. این تیم با مشکلات عدیده مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد .بازیکنانی که به دلایل مختلف از تیم رفتند ولی آبروداری کردند.

در لیگ دسته اول که چشم چراغ استان بود باز مثل همیشه شاید انتخاب‌های بعضاً نادرست و تصمیمات احساسی و همچنین عدم استفاده از قابلیت‌ها و پتانسیل‌های استان مازندران در بخش مربیگری و بازیکنان شاید یک‌بار دیگر ما را  به بیراهه برد.

فرصت حضور پشتیبان‌هایی همچون آقایان حسن‌زاده و پرهام فرصتی است برای قد علم کردن فوتبال مازندران که متأسفانه شاید بعضاً کسانی برای منافع شخصی و یا از سر ندانم‌کاری این فرصت را از دست می‌دهند و باعث ناراحتی و دلخوری جمع کثیر مشتاقان فوتبال مازندران می‌شوند.

شاید اگر بتوانیم از پتانسیل استان چه در امر مربیگری و چه حضور بازیکنان  جوان و باانگیزه استفاده کنیم، شاید اگر منافع شخصی خود را ندیده بگیریم و به فکر توسعه فوتبال مازندران باشیم ،شاید اگر حمایت همه‌جانبه استانی (هیات فوتبال ، استانداری ، شورای نمایندگان استان ، اداره کل ورزش و جوانان و …)  از این تیمها شود. تیم‌های نساجی و خونه به خونه بخت اول صعود به لیگ برتر خواهند بود و البته تمامی تیم‌های مازندرانی در لیگ‌های دیگر…

 

مهدی امیری سوادکوهی : رمز موفقیت؛ بومی گرایی و اعتماد به نیروهای خودی  !

با توجه به ۱۸ تیمی شدن بازی‌های لیگ یک بازی‌ها بسیار فشرده وباحساسیت بالا برگزارشد و بازی های بسیار جذاب و بانظم خاص که از نظر آمار پارس جنوبی کمترین گل خورده، گل گهر سیرجان بیشترین گل زده، بیشترین مساوی راهم مس کرمان و نفت مسجدسلیمان داشتن، بیشترین برد سپیدرودرشت به دست آورد و بیشترین باخت راهم استقلال اهواز ..

به تحلیل تیم‌های لیگ می‌پردازم تا مقایسه کنم با تیم‌های مازندرانی و دلیل افت فوتبال مازندران!!

۱-پارس جنوبی:با مدیریت بسیار خوب و تعریف‌شده و استراتژی مناسب،کادر فنی باتجربه تلفیقی از بازیکنان جوان و باتجربه توانست به لیگ برترصعودکند

۲-سپیدرودرشت:این تیم علی‌رغم مشکلات بسیارزیادمالی و مشکلات مدیریتی که هرروز دامنگی راین تیم بود با مربی جوان باانگیزه که از دلایل اصلی صعود به لیگ برتر بودواتحادوهمدلی بین بازیکنان ،مدیریت ،کادر فنی وتماشاگرانتوانست به لیگ برترصعودکند

کسی پیش‌بینی نمی‌کرد این دوتیم به لیگ برترصعودکنند فقط همدلی واتحادباعث صعود این دوتیم شد.

فوتبال مازندران به چه دلیلی روبه افت و زوال هست؟درصورتی‌که مازندران سرشار از استعداد فوتبالی و ورزشی است.

چند فاکتور مهم وجوب که باعث پیشرفت فوتبال استان می‌شود ؟

۱-منابع مالی تعریف‌شده

بودجه یک‌فصل یک تیم اول فصل بسته شود .فرض به اینکه بودجه مناسبی دراختیارنداشته باشیم مانندتیم فوتبال سپیدرودرشت باچه حربه ای می‌شود قهرمان شد؟

جواب این سؤال گزینه را می‌شود در گزینه ۲ پیدا کرد :

۲-برنامه‌ریزی درست و حساب‌شده

۳-حمایت مسئولین و متصدیان سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی استان درجهت گسترش ورزش و فرهنگ جامعه به‌دوراز نابهنجاری‌هایی که داستان براثر، بی‌برنامگی به وجودمی آید.

۴-امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری:

که باوجوداین همه استعداد با منابع بسیارمحدودهم می‌توانیم خلأهای موجود را پرکنیم.

۵:حمایت هواداران:

اینکه  هواداران درهمِ حال از تیم‌های خودشان حمایت می‌کنند بحثی نیست اما بایدباصبروحوصله بیشتر ازتیم خود حمایت کند حتی ازنظرتامین منابع مالی با تشکیل کمپین حمایت مالی از گروهشان حمایت کنند مثال(هواداران سپیدرود)حتی بعضی‌اوقات بودجه سفرهای تیم راتامین می‌کردند

۶-استفاده از مربیان وکادرفنی که از مدیریت در سطح بالا؛ انگیزه بالاوتجربه وبه روز بودن در سطح بالایی برخوردار باشند

۷-استفاده از بازیکنان بومی و جوان وبی‌نام ونشان:

سالهادرفوتبال مازندران باوجود بازیکنان جوان باانگیزه متأسفانه شاهد این هستیم بازیکنان پا به سن گذاشته و پرادعا که نام‌های تیم‌های لیگ برتری را یدک می‌کشند وتوان بازی در لیگ دو راهم ندارند به خاطر نامشان که سالهادرلیگ برتربودنداستفاده می‌شود و عواقب آن‌هم اعتصاب و شرکت نکردن در تمرینات و مسابقات است . درصورتی‌که بازیکنان جوان مازندران می‌توانند باانگیزه بالا وبامنابع محدود هم قانع هستند ودرکنار چند بازیکن باتجربه می‌توانند به فوتبال مازندران کمک کنند

با امید به اینکه فوتبال مازندران در آینده حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد و مسئولین محترم صدای قشر مظلوم  ورزش را بشنوند و از رسانه‌ها هم درخواست می‌کنم خطی عمل تا ورزش پرافتخار مازندران مانند همیشه باصلابت در سطح ایران وجهان بدرخشد.

 

حمید فرزانه : اتحاد و دوری از حسادت عامل اصلی پیروزی !

فوتبال مازندران مثل يك مريض روحى است كه احتياج به درمان دارد.فوتبالى با قدمت فراوان از شرق تا غرب از نساجى و شموشك تا تیم‌های ساروى و خزر محمودآباد و حالا خونه به خونه …

چه بر سرمان آمد !؟

  • عدم مديريت در استان مازندران
  • نبود امكانات و ورزشگاه اختصاصى
  • نبود سخت‌افزار و حتى بافت شهرهاى ما

كاش استان مازندران ،مانند تبريز و اصفهان و تهران بود ،يك شهر بزرگ به اسم مازندران!حسادت در فوتبال مازندران در همه موارد بيداد می‌کند ، از مدير گرفته تا مربى و بازيكن!

چه بلايي سرخودمان آورديم تا كى بايد مربى و سرپرست از تهران و جاهاى ديگر بياوريم!؟سارى كه زمانى در كشور تیم‌های مختلفى داشت حالا با چند تيم در ليگ ٣حال‌ و روز خوشى ندارد.

نساجى تيمى كه شناسنامه فوتبال مازندران است بايد با سازمان‌دهی قوی‌تری پا به مسابقات بگذارد آقايان در تهران تصميم می‌گیرند كه مربى بياورند به خاطر عدم مديريت !

آیا ممكن است آقايان تيم را در تهران تمرين دهند و براى مسابقه به قائم‌شهر بروند  !؟اين مردم حق‌دارند تمرين گروهشان را ببينند و تيم خود را تشويق كنند .بايد فكر كرد، تصميم گرفت، عمل كرد و در پايان حمايت كرد .چيزى كه در مازندران نيست! خيلى جالب است  با مربى مذاكره می‌کنند مدیرعامل در جريان نيست!

خونه به خونه هزينه می‌کند بازيكن خوب ، مربى خوب ، تماشاگران خوب دارد ، ولى دريغ از زمين و استاديوم !! مثل‌اینکه شما بهترين  تنيسور باشيد ولى راكت خوب نداشته باشيد.،فوتبال مازندران به مكمل احتياج دارد همكارى و تعامل بين باشگاه وهيت نيست!

اگر می‌خواهیم مازندران قوى شود بايد همه عوامل دست‌به‌دست هم دهند تا  خاطرات دوران  گذشته زنده شود در غير این صورت بايد شاهد نزول بیشتر باشيم .

آمار نشان می‌دهد مازندران قطب بزرگ ورزش كشور در فوتبال است. اميدوارم با درايت و مديريت و دور انداختن حسادت‌ها ،شاهد رشد باشيم چيزى كه دور از دسترس نيست البته باکمی همت و تلاش  ..!

و اما در ادامه با نگاهی به شهرهای فوتبالی استان مازندران علل ناکامی آن ها در فوتبال را بررسی کردیم .

غربی‌ها که همچنان در غم فراموشی شموشک زجر می‌کشند و در شرق کسی به فکر احیای فوتبال آن منطقه نیست.در ساری عدم همدلی موج می‌زند و در قائم‌شهر هرساله داغ بر دل هوادانش می‌ماند و هر فصل این داغ تازه‌تر می‌شود.در بابل کورسوی امیدی دیده شد اما اشتباهات مدیریتی و عدم تصمیم‌گیری درست ناامیدی را برایمان به ارمغان آورد.

در آمل و جویبار و سایر شهرها هم کسی به فکر جوانان شهر نبود تا امسال شهرهای فوتبالی مازندران جز ناکامی مورد دیگری عایدشان نشود.

ساری :

ساروی‌ها عشق تیم داری دارند و گویا قرار نیست به این زودی‌ها رنگ همدلی و اتحاد را در آن‌ها ببینیم .حضور پرتعداد اما ضعیف در لیگ فقط من‌باب حضور ،سبب شده شخصیت فوتبال در ساری بیش از حد پایین بیاید.شاید ساروی‌ها به‌جای حضور پرتعداد و سقوط‌های تکراری، اگر یک تیم متحد و قوی تشکیل دهند موفق‌تر ظاهر شوند.البته به شرطی که مربیان،مدیران و بازیکنان ساروی بتوانند به‌راحتی این موضوع را بپذیرند و همدیگر را تحمل کنند !

مشکل فوتبال ساری اینجاست که هرکسی خودش را برتر از دیگری می‌داند و همدلی و اتحاد در آن‌ها دیده نمی شود.آمار چند سال اخیر ساروی‌های حاضر در لیگ یک،دو و سه و سقوط‌های پی‌درپی آن‌ها نشان از عدم اتحاد،همدلی و مدیریت صحیح در تیمداری های آن‌هاست.

قائم‌شهر :

در قائم‌شهر این نام بزرگ نساجی است که هر چه از عمرش بگذرد پیر نمی‌شود و فوتبال قائمشهر با این نام بزرگ زنده است.چقدر زیباست این اسم نساجی ! پیری و مرگ برایش معنایی ندارد و در برنامه سین روزگار مرگی برایش تعریف‌نشده است !نساجی خیلی بزرگِ،بزرگ‌تر از چیزی که فکرش را بکنید.تیم‌هایی که ادعای بزرگی در سطح اول فوتبال کشور رادارند با اسم نساجی و هواداران پرشورش لرزه به اندامشان می‌افتد و از نساجی هراس دارند.

اما حیف که نمی‌دانیم چه بگوییم؛نمی‌گذارند،نمی‌خواهند و یا نمی‌تواند لیگ برتری شود ! فقط حیف !

بابل :

اما در بابل پدیده‌ای به نام خونه به خونه ظهور کرد و نور امیدی در دل‌های تمامی مازندرانی‌ها ایجاد کرد.چقدر امیدوار بودیم و چه باقدرت حرف از صعود و شکستن طلسم چندین ساله می‌زدیم!

اما بازم حیف که مسیر را درست نرفتیم و به بن‌بست برخورد کردیم .بن‌بستی که شاید هیچ راه برگشتی نداشت!

تصمیمات اشتباه و تکراری و عدم اعتماد به نیروهای بومی و استفاده از اسم‌های بزرگ اما بی‌تأثیر ، ضربه بزرگی به پدیده فوتبال کشور زد و خونه به خونه در عین ناباوری ” ناک اوت ” شد.

مقایسه‌اش با استیل آذین اشتباه محض است،خونه به خونه نعمت بزرگی برای فوتبال استان و کشور است و انصرافش از لیگ شوک تلخی به فوتبالی‌هاست.از این تصمیم باید صرفه نظر شود و این سرمایه به فوتبال مازندران با برنامه‌ریزی بهتر و عدم اشتباهات تکراری و استفاده از پتانسیل‌های بومی استان گامی موفق برای فصل آینده لیگ بگیرد.

 

جویبار :

شهید کریمی پرفرازونشیب هم در لیگ دسته دوم فوتبال کشور موفق نبود تا تنها سهمیه فوتبال ما در لیگ دو هم ناکام باشد.

شاید حضور تیم فوتبال از شهر کشتی گیران غیور مازندران یعنی جویبار در لیگ دوکمی تعجب باانگیزه باشد اما جویباری‌ها با تمام کمبود امکاناتی که داشتند فصل را نیمه‌کاره به پایان رساندند و موفق به صعود به مرحله دوم لیگ دسته دوم نشدند.شاید به‌جای حضور چندین تیم در لیگ دسته سوم اگر استان مازندران دو تیم خوب و قدرتمند در لیگ دسته دوم داشت،الآن اوضاع ما این نبود !

 

لیگ سه ای های دائم الناکام!

اما این لیگ را می‌توان به مهدکودک فوتبالی‌ها تشبیه کرد،چه بلبشویی داریم ما مازندرانی‌ها در این لیگ ماراتن گونه! فقط یک تیم از بیش از ۱۰ تیم حاضر موفق ظاهر شد.

شهدای بابلسر اصول اصلی را رعایت کرد و موفق شد .بهترین‌های هر شهر را به همراه نیرو و پتانسیل جوانی جمع کرد ،کادر فنی باتجربه و قوی‌ای تشکیل داد و به‌جای چند تیم،یک تیم قوی و باشخصیت شکل داد و نتیجه‌اش را گرفت و  صعود کرد.اصلی که باقی تیم‌ها آن را رعایت نکردند و یا سقوط کردند و یا به‌زور در لیگ ماندند !

اگر سایر شهرهای مازندران به‌جای چندین تیم یک تیم قوی متحد تشکیل می‌دادند، شاید تمامی سهمیه‌های صعود برای ما مازندرانی‌ها می‌شد!اما حیف که نمی‌خواهیم باهم و برای هم باشیم و متحد برای رسیدن به موفقیت گام برداریم ! حیف !

ضعف بزرگ ما مازندرانی‌ها عدم همدلی و ایجاد است که یک نمونه آن را در لیگ‌های فوتبال (یک‌دو و سه ) مشاهده می‌کنید !

 

وظیفه مسئولین فوتبال در خصوص حضور قارچ گونه تیم ها در لیگ سه:

بعد از حضور بیش از ۱۰ نماینده در یک‌فصل و عدم موفقیت‌های تکراری ، اینجاست که هیات فوتبال استان مازندران باید نقش خودش را نشان دهد.اینکه خرید سهمیه و حضور در لیگ‌ها هیچ ربطی به هیات فوتبال ندارد درست ،اما می‌توان شرط و شروطی گذاشت که هرکسی ادعای حضور در لیگ را نداشته باشد، می‌شود قوانینی وضع کرد که لیگ سه حداقل برای ما مازندرانی‌ها به مهدکودک تبدیل نشود !

می‌شود جلوی حضور پرتعداد تیم‌های بی‌برنامه و بی‌نام و نشان و ضعیف را گرفت .تیم‌هایی که هیچ برنامه‌ای ندارند و با جیب خالی و فقط برای خودنمایی و یکسری مسائل دیگر پا به این عرصه می‌گذارند!

و خیلی از کارها و اقدامات دیگر که می‌شود انجام داد و جلوی فاجعه و رسوایی‌های سقوط و آبروریزی‌های تیم‌های مازندرانی را گرفت !

کم‌کاری یا دلسوزی هیات فوتبال در جلوگیری از حضور قارچ گونه تیم‌ها در لیگ‌های مختلف ضربه بزرگی به بدنه فوتبال مازندران میزند و باید هر چه زودتر و قبل از اقدام به خرید سهیمه ها، فکری به حال فصل آینده مسابقات کرد و مانع حضور تیم‌های بی‌برنامه و بی‌پول در این مسابقات شد تاشان فوتبال مازندران حفظ شود و شکست‌های فصول گذشته تکرار نشود.

 

************************************

گرد آوری شده توسط گروه تحلیل مازند اسپرت

************************************

پاسخی بگذارید