تاریخ: ۵:۲۸ :: ۱۳۹۵/۱۱/۱۵
نام نویسنده: سیده روجا شجری

به گزارش مازند اسپرت (مازند ورزش)، با وجودی که تا ۲۹ اردیبهشت ۹۶ کمتر از ۴ ماه زمان باقی است صداهای مختلفی از اردوگاه اصولگرایان شنیده می شود. نامزد حزبی تا رونمایی از جبهه های انتخاباتی متعدد مصادیقی هستند که تحلیل وضعیت این جناح سیاسی را در رقابت سیاسی پیش رو با اما و اگرهای […]

به گزارش مازند اسپرت (مازند ورزش)، با وجودی که تا ۲۹ اردیبهشت ۹۶ کمتر از ۴ ماه زمان باقی است صداهای مختلفی از اردوگاه اصولگرایان شنیده می شود. نامزد حزبی تا رونمایی از جبهه های انتخاباتی متعدد مصادیقی هستند که تحلیل وضعیت این جناح سیاسی را در رقابت سیاسی پیش رو با اما و اگرهای فراوانی مواجه ساخته است اما ناصر ایمانی چنین باوری ندارد. اين فعال سياسي اصولگرا می گوید اصولگرایان در اسفندماه مکانیزم انتخاباتی خود را تعریف و نامزد نهایی جناح را در فروردین تعیین می کنند.

بنا به گفته وي شخصیت های اصولگرایی که این انتخاب را برنتابند و به صورت منفرد بیایند جزء چند هزار رأی توفیق دیگری به دست نمی آورند.

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید.

***

گرچه اصولگرایان به وحدت نظر تأکید دارند اما مکانیزم های مختلفی را برای رسیدن به این مقصود دنبال می کنند جبهه پیروان خط امام و رهبری محور راهبرد خود را جامعه روحانیت مبارز تهران اعلام کرده، جبهه پایداری رویکرد مستقل در پیش گرفته، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی خود را محور همگرایی سلایق مختلف می خواند و اخیرا نیز جبهه پیشرفت و اعدالت رسما پا به میدان گذاشته، ضمن آنکه موتلفه اسلامی نامزد حزبی معرفی کرده و طبق موضعی که داشته می خواهد نامزد خود را تا پایان مناظرات انتخاباتی در صحنه رقابت نگه دارد، با این اوصاف بفرمایید آیا اصولگرایان می توانند در ۳٫۵ ماه باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ به همگرایی و اجماع روی یک نامزد برسند؟

حرکت های عمومی که بخواهند همه دیدگاه های مختلف یک جناح سیاسی را در قالب واحد جمع کنند در نهایت این هدف محقق نمی شود و برخی سلایق خارج از دایره شمول باقی می مانند بنابراین تفکر ایجاد وحدت صد درصدی غلط است. هر جناحی دنبال وحدت صد درصدی باشد نتیجه اش جز فروختن سهم نیست چون برای آنکه همه راضی شوند باید به آنها سهم داد. خارج از حالت سهم دهی باید به دنبال ائتلاف حداکثری بود. موتلفه اعلام کرده نامزدش در صحنه است و اگر اصولگرایان روی یک نامزد اجماع کنند، کاندیدای خود را کنار می کشید. برخی هم فعلا نپیوستند و می گویند اگر اصولگرایان خواهان ملحق شدن ما به مکانیزم همگرایی هستند باید هزینه و سهم ما را درنظر بگیرند، یعنی در واقع دنبال سهم خواهی هستند.

الان چه طیف یا سلیقه ای دنبال سهم خواهی در اردوگاه اصولگرایان است؟

هنوز جبهه پایداری اعلام نکرده که به جبهه مردمی می پیوندد.

اما آقای الله کرم گفته ما فقط جبهه پایداری را قبول داریم مگر آنکه بقیه سلایق با جبهه پایداری همراه شوند یا خانم فاطمه آلیا عضو پایداری گفته این تشکل سیاسی راه مستقلی را از جبهه مردمی برای انتخابات ریاست جمهوری طی می کند؟

اظهارنظر افراد غیرشاخص خیلی محل تأمل نیست. زمانی می توان تحلیل کرد که رسمی چنین موضعی اعلام شود.

پایداری نشان داده اگر بخواهد به روند ائلاف بپیوندد همان اول این کار را می کند مثل دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی که همان ابتدای کار وارد ائتلاف شد و تا آخر هم ماند وگرنه مثل نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی یا یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رویکرد یکی به نعل یکی به میخ را دنبال می کند یعنی با سکوت و اظهارنظرهای پراکنده غیر رسمی رویه اتلاف وقت را در پیش می گیرد و نهایت کار از نامزد یا نامزدهای مطلوب خود حمایت خواهد کرد، پس با این تجربه تکلیف پایداری روشن نیست؟

بله من هم گفتم که وضعیت پایداری مشخص نیست حالا چه زمانی معلوم می شود شايد نزدیک انتخابات. اشکال هم ندارد.

واقعیت پایداری محل بحث نیست، اختلاف بر سرمکانیزم های همگرایی بیشتر موضوع صحبت ماست که کدام یک مدنظر اصولگرایان قرار می گیرد؟

حرف جبهه پیروان خط امام و رهبری این نیست که ما به جبهه مردمی نیروهای انقلاب نمی پیوندیم. ضمن آنکه جامعه روحانیت مبارز هم نگفته جبهه مردمی را قبول ندارد.

همه همدیگر را تأیید می کنند و هیچ گروه یا مکانیزمی دیگری را نفی نمی کند اما آقای سالک عضو جامعه روحانیت مبارز تهران گفته جبهه مردمی کار خودش را می کند و ما نیز راه خود را می رویم.

بله اینکه برسیم یا نرسیم حرف درستی است. به هر حال باید زمان جلو برود و جبهه مردمی نامزد خود را معرفی کند و بعد ببینیم یک حزب یا یک سلیقه از اصولگرایان بگوید نه این گزینه مدنظر ما نیست چون ما نامزد دیگری داریم. در آن زمان است که می شود حرف نهایی را زد. یادمان باشد که آقای باهنر از ابتدا گفته که جبهه پیروان خط امام و رهبری، جبهه مردمی را قبول دارد.

اما حسین سبحانی نیا به ما گفت که آقای باهنر از این نوع اعلام موجودیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب خوشش نیامده است.

آقای باهنر سخنگو نمی خواهد خود باید درباره این موضوع صحبت کند. اینها اظهارنظرهای فردی است نه جریانی.

الان آقایان ولایتی، لاریجانی، جلیلی، حدادعادل و قالیباف کسانی هستند که تجربه حضور در انتخابات ریاست جمهوری را دارند و شورای نگهبان آنها را به عنوان مصداق رجل سیاسی و مذهبی شناخته است، چه دلیلی دارد آنها به جبهه ای بپیوندند که معلوم نیست شورای مرکزی و هیأت موسس آن چه جايگاه و وزنه سياسي دارند؟با چه استدلالی رجل هاي سیاسی و مذهبی جریان اصولگرا پایین بنشینند منتظر باشند تا خانم دستجری، آقای طالب زاده، آقای مهدی محمدی و دیگرانی که عقبه سیاسی پررنگي ندارند تصمیم گیری کنند؟

آقایانی که نام برده شد سال هاست بالا نشستند. الان صحبت آن است که مکانیزمی تعریف شود تا چهره های قدیمی کمتر دیده شوند، نه آنکه حذف شوند بلکه …

همین مجموعه ای هم که فکر می کنند جدیدند همه آنها را به نام آبادگران ۲ می شناسند یعنی آنقدر هم جدید نیستند یک حسن نوستالژیک برای ۱۴ سال پیش را در ذهن زنده می کنند؟

خوب آن حرکت موفقی بود.

اما برای سال ۸۱ موفق بود؟

معلوم نیست که سال ۹۶ ناموفق باشد. باید دنبال یک مدل بود. یکی آن است که اصولگرایان با همان چهره ها و مدل های سابق دور هم جمع شوند و نامزد معرفی کنند یا آنکه یکسری چهره های جدید وارد شوند و چهره های قدیمی و موثر از آنها فقط حمایت کنند.

یک موضوع تأیید جبهه مردمی نیروهای انقلاب است که به طور لفظی این کار را انجام دادند اما میزان حمایت عملی موضوع سئوال است چون نوع تأییدها را هم وقتی بررسی کنیم می بینیم خیلی ها موضع شان بيشتر تعارف است تا موضع سياسي قطعي.

معتقدم الان نباید حمایت کنند چون در این صورت همان فرمول سابق می شود.

پس باید چه کار کنند؟

هیچی سکوت.

یعنی سکوت برخی را شما نشانه رضایت آنها از فعالیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب می دانید؟

بله، هیچ کدام از اصولگرایان تا الان که مخالفت نکردند. باید منتظر ماند تا کار به معرفی یک کاندیدا برسد آن زمان اگر حمایت انجام شد متوجه می شویم که چقدر هماهنگی وجود دارد اما اگر حمایت انجام نشد تمام مطالبی که در سوالات آمده درست است.

الان نگاه جبهه مردمی به جامعه روحانیت مبارز تهران یک مرجع مشورتی است نه تصمیم ساز، در حالیکه آقای سالک می گوید ما هم داریم راه خودمان را می رویم آنها هم راه خود را می روند؛ پس راه این دو مکانیزم از یکدیگر جداست.

اگر تشکل های مختلف در رأسشان جامعتین با مکانیزم جدید مخالفتی نکنند یا مهر تأیید بر تصمیمات آن بگذارند کافی است. یعنی احتیاجی نیست که جامعتین در همه فرایندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری نهایی حضور داشته باشند.

پس چرا آقای سالک می گوید ما راه خود را برای وحدت میان اصولگرایان می رویم؟

این حرف به معنای باز کردن یک مغازه کنار این مغازه نیست. یعنی جامعه روحانیت مبارز نامزد خود و جبهه مردمی نامزد خود را معرفی کند. یعنی جبهه مردمی بنا ندارد که رو به روی جامعه روحانیت مبارز بايستد.

الان گفته می شود پشت صحنه جبهه مردمی چهره هايي مثل محسن رضایی، ذوالقدر و نقدی هستند. آیا این طور است؟

خیر این طور نیست. آقای محسن رضایی صرف نظر از چهره نظامی بودنش، همیشه در سازوکار اصولگرایان بوده است. درباره آقای نقدی، من نشنیدم که او فعال در جبهه مردمی باشد. البته آقای ذوالقدر در جبهه مردمی فعال است اما سال هاست که او دیگر چهره نظامی نیست. ضمن آنکه در جبهه ای به این بزرگی حتما کسانی با سبقه نظامی خواهند بود. این به معنای آن نیست که تصمیم سازی ها را دارند نظامی ها انجام می دهند. این همه چهره سیاسی هم در جبهه مردمی حضور دارند در واقع غلبه با سیاسیون است.

اما دیداری که برای جذب جبهه پایداری به این مکانیزم با آیت الله مصباح یزدی انجام شد، به گفته آقای جلالی رئیس دفتر آیت الله مصباح، آقایان ذوالقدر و محسن رضایی رفتند، در حالیکه عملا و رسما آقای رضایی لباس نظامی گری به تن کرده است، این چه طور توجیه می شود؟

آقای محسن رضایی اگر لباس نظامی به تن کرده دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم است. پس فعالیت سیاسی اش به چه صورت خواهد بود؟ اینها موضوعات دیگری است که مربوط به این مصاحبه نمی شود.

برخی می گویند گزینه جبهه مردمی برای انتخابات ریاست جمهوری سردار قاسم سلیمانی است، آیا این طور است؟

این حرف بسیار سخیف و مردود است. سردار سلیمانی در فعالیت های سپاه قدس هستند و اصلا وارد فعالیت های انتخاباتی و سیاسی به این معنا نمی شود قبلا هم این را خود او اعلام کرده است. معتقدم اینها جنگ روانی برای تضعیف جایگاه والای سردار سلیمانی و مخدوش کردن فعالیت اصولگرایان است. البته طبیعی است که برخی اصولگرایان چنین دیدگاهی داشته باشند منتها این دیدگاه به دلایل متعدد مردود است و قطعا چنین اتفاقی هم نخواهد افتاد. اکثریت اصولگرایان نیز با این موضوع موافقتی ندارند که سردار سلیمانی از فعالیت های بزرگی که الان انجام می دهد آن صحنه را ترک کند و به صحنه ریاست جمهوری بیاید دلایل متعدد هم وجود دارد که وارد آنها نمی شویم. در کل این حرف کاملا غلط است.

آقای باهنر گفتند که ۳۰ شخصیت اصولگرا در مظان کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری هستند و آقای ترقی نیز اعلام کرده که تا پایان اسفند اصولگرایان از این تعداد می خواهند به ۵ نامزد برسند، آیا شدنی است که ۳۰ شخصیت اصولگرای در مظان کاندیداتوری ظرف ۱٫۵ ماه به ۵ نفر تقلیل پیدا کنند؟

این اظهارنظرها خیلی محل اعتبار نیستند چون دیدگاه شخصی بوده و تصمیم گیری شده در مکانیزم جدید نیست. الان عمده توجه مکانیزم جدید برگزاری گردهمایی سراسری و نقش بیشتری قائل شدن برای شهرستان ها و استان ها است. البته دارد صحبت هایی با برخی افرادی که در مظان کاندیداتوری هستند انجام می شود اما سازوکار رسیدن به نامزد نهایی تعریف نشده است. تعریف این سازوکار اسفندماه خواهد بود و تعیین کاندیدایی نهایی به سال بعد می کشد.

پس نه عدد ۳۰ و نه عدد ۵ را تأیید می کنید؟

خیر، هیچ کدام تأیید نمی شوند.

فکر می کنید آقای جلیلی و آقای قالیباف حاضر باشند به نفع یکدیگر کنار بروند چون اخیرا آقای جلیلی هم انتقادهای جدی به بحث املاک نجومی و هم نحوه مدیریت آقای قالیباف در شهرداری داشته است؟

آقای جلیلی به خیلی چیزها معترض است. دامنه اعتراض او فقط محدود به شهرداری نیست. اولا باید دید آقای جلیلی سازوکار جدید را قبول دارد، اگر قبول دارد قاعدتا باید آن سازوکار نامزد نهایی را انتخاب کند، اگر سازوکار را قبول ندارد بحث دیگری است، شاید خودش منفرد بخواهد کاندیدا شود.

به فرض آنکه فقط آقای جلیلی و قالیباف در صحنه انتخابات ریاست جمهوری بمانند آیا حاضرند به نفع یکدیگر کنار بروند؟

اگر جبهه ای به یک کاندیدا برسد اصلا بحث کنار رفتن مطرح نمی شود.

یعنی شما می گویید قرار است سازوکار انتخاب نامزد نهایی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ یک مرحله ای باشد و مرحله بندی نخواهد شد که اول ۵ نفر برگزیده شوند از میان آنها نامزد نهایی بیرون آید و بقیه به نفع او کنار روند؟

بله چون زمانی نداریم. سال ۸۴ آقایان لاریجانی، رضایی، قالیباف، توکلی و احمدی نژاد پیمانی بستند که در آستانه انتخابات هر کسي اقبال بیشتری داشت بقیه به نفع او کنار بکشند که عملا چنین اتفاقی نیفتاد یعنی این تجربه ناموفق بود. اما الان دیگر فرصتی برای این کارها نیست. با این اوصاف مکانیزم جدید به سمت معرفی یک نامزد می رود کسانی که به حمایت این نامزد تمایل دارند اجماع کنند کسانی هم که چنین تمایلی ندارند شاید خودشان بخواهند بیایند و نامزد شوند کمااینکه افراد مستقل دیگر مثل آقای غرضی نیز شاید نامزد شوند.

اگر مکانیزم به یک نامزد برسد و نام او را اعلام کند اما چند نفر از شخصیت های اصولگرا نیز موافق این انتخاب نباشند خودشان به صحنه بیایند در این صورت چه اتفاقی می افتد آرای اصولگرایان تقسیم و دچار پراکندگی نخواهد شد؟

ایده آل نباید حرف زد. اشکال ندارد یک شخصیت اصولگرا خارج از سازوکار به طور انفرادی بیاید در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند، تا آخر هم در صحنه بماند و چند هزار رأیی هم بیاورد بنابراین تعداد رأیش آنقدر نخواهد بود که سبد رأی اصولگرایان را خالی کند.

مثل دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی که آخرین نفر لیست اصلی اصولگرایان بالای حدود ۶۲۰ هزار رأی آورد اما نفر بعد از او ۶۰ هزار رأی داشت؟

بله، ممکن است در انتخابات نامزد اصلی اصولگرایان بیش از ۱۰ میلیون رأی بیاورد و نامزد دیگر اصولگرا که به صورت منفرد آمده ۳۰۰ هزار رأی بیاورد بنابراین نامزد منفرد زیاد سبد رأی اصولگرایان را خالی نمی کند./امید کرمانی‌ها

پاسخی بگذارید