تاریخ: ۱۹:۰۲ :: ۱۳۹۵/۰۲/۲۵
نام نویسنده: sobhan

اختصاصی مازند اسپرت: احمد عاشوری یکی از فوتبالیست های مازندرانی ای است که سال ها در سطوح اول فوتبال کشور مشغول به فعالیت می باشد و در گفتگویی با خبرنگار ما در خصوص شرایط فوتبالی خودش گفت که در ادامه میخوانیم :   •   جناب آقای آشوری! لطفاً از چگونگی ورود خود به عرصه ی […]

0255اختصاصی مازند اسپرت: احمد عاشوری یکی از فوتبالیست های مازندرانی ای است که سال ها در سطوح اول فوتبال کشور مشغول به فعالیت می باشد و در گفتگویی با خبرنگار ما در خصوص شرایط فوتبالی خودش گفت که در ادامه میخوانیم :

 

•   جناب آقای آشوری! لطفاً از چگونگی ورود خود به عرصه ی فوتبال بگویید!

_ از ۱۰ سالگی به مدرسه ی فوتبال پروین رفتم، مشوقم خودم بودم، حتی پدرم هم راضی نبود. پدرم کشتی گیر بود و دوست داشت من برم کشتی  اما من عشق فوتبال داشتم. از اینجا در سن ۱۷ سالگی رفتم جوانان نساجی زیر نظر آقای عزیز زارع. در همین شرایط، در ۲ جا بازی می کردم، امروز جوانان بازی می کردم، فردا امید لازم داشت امید هم بازی می کردم. اینقدر بودم یعنی ۳، ۴ سال بودم تا حجازی شد سرمربی نساجی و من رفتم کنار سهمیه ی امیدها توی بزرگسالان تمرین می کردم.

بعد سربازی رفتم. در یک بازی، یک نیم فصل رفتم امیدهای فجر سپاسی، جلیل دوران. بعد که سن ها عوض شد، من شدم سهمیه ی بزرگسالان که اومدم مقاومت ساری زیر نظر شبیر لطفی سرمربی تیم.
بعد مصدوم شدم. رباط صلیبیم پاره شد که نزدیک ۱ سال بازی نکردم. بعدش اومدم صنعت ساری قرارداد بستم اون موقع آقای سورتچی مربی بود.
بعد از قرارداد، هیأت فوتبال، اسم ۵ نفر را خط زدند که؛ ۱ نفر من بودم و یکیش محمد عباسی زاده بود که الان تو راه آهن بازی میکنه.
بعد از خط خوردن از صنعت ساری، تمام تیم ها بسته شده بود. من هم برای اینکه از فوتبال فاصله نگیرم رفتم یزد، یکسال لیگ ۳ را در یزد تحمل کردم. بعد از یزد، سال بعد، اومدم نساجی تست دادم، و ۳ سال باشگاه با من قرارداد بست، من تو تمرینات و بازی های دوستانه وارد و اینقدر خوب خوب بودم که اومدم ۱۱ نفر اول. رفتم تهران بازی دوستانه با صبا باتری، که بعد از بازی، عبدالله ویسی سرمربی وقت صبا باتری منو خواست و من بی اطلاع بودم. آخر فصل آقای محمود اسدی سرپرست و آقای سائل نَخَعی مربی تیم، به من گفته بودند: عبدالله ویسی شما رو می خواست، در صورتی که خودشون از همون اوّل می دونستن و به من اطلاع ندادند.

اون اتفاقاتی که در نساجی برای من افتاد رو من نمیخوام بگم و هیچوقت اون بی مهری ها رو نمی بخشم، شهر من بود، حق جوونایی مثل من نبود که بیان توی نساجی بازی کنند خودی از خودشون نشون بدن و پیشرفت کنند.
بعد از اون رفتم شهرداری یاسوج، لیگ ۱٫ بازیها از شبکه ی دنای یاسوج، زنده پخش می شد. آقای هادی برگی زر، که خیلی به من لطف و محبت داشت و جا داره همین جا ازشون تشکر می کنم. من که دو سال پیش بود، من درواقع با لطف و محبت آقای برگی زر به اوج خودم رسیدم که ناگهان توی تصادف، دچار شکستگی پا شدم و حدود ۱ سال استراحت کردم و الان دوباره در حال تمرینم، تا ببینم اوّل فصل، خدا چی می خواد. و از همه تشکر می کنم، خانواده و همه ی کسانی که برام زحمت کشیدن.

•  نظر شما درباره ی نساجی و لیگ برتری شدن نساجی چیه؟
_ به نظر من شهری مثل قائمشهر، که قطب فوتبال استان و یک جورایی قطب فوتبال ایران هست، یک شهری که بازیکن صادر می کنه، به کل تیم های بزرگ ایران  حتی تیم ملی، نباید از شهرهایی بازیکن بیاره که فوتبال ندارن، یا فوتبالشون، سقوط کرده، تا زمانی که از بچه های بومی این شهر و استان استفاده نشه، نساجی لیگ برتری بشو نیست.
همچنین، هوادارایی که زحمت میکشن میرن تیم هایی مثل نساجی یا امثال نساجی رو تشویق می کنند، وقت میزارن تو سرما و گرما زحمت میکشن، چرا مسئولان نمیخوان که شهر ما پیشرفت کنه و تیم ما بره بالا؟!

•  با توجه از گلایه هایی که ار برخی مسئولین فوتبال دارید، فکر می کنید چقدر قوی بودید و جای پیشرفت داشتید؟

_ چطوری بگم؟
توی بازی های نساجی و شهرداری یاسوج، لقب #احمد_آرپی_جی_زن رو داشتم.

•  جناب آقای آشوری از شما تشکر میکنم که وقتتون رو در اختیار من گذاشتید. براتون آرزوی موفقیت میکنم.
_ من هم از شما متشکرم.

 

22

55

333

مصاحبه: الهام زارعی

پاسخی بگذارید