به یاد یکشنبه سیاه ؛
تاریخ: ۱۴:۵۸ :: ۱۳۹۹/۰۲/۱۷
نام نویسنده: اسماعیل بابایی دوست
سهراب انتظاری همه را شوکه کرد؛ سقف ریخت فکر کردیم زلزله است!

اتفاقات دیدار پرحادثه شموشک نوشهر و پرسپولیس در ورزشگاه شهید متقی را از زبان یک هوادار بشنوید.

به گزارش مازند اسپرت (مازند ورزش)، قرار بود دیدار شموشک و پرسپولیس در ورزشگاه شهید متقی به میزبانی شموشک برگزار شود و علتش این بود که شورای تامین اجازه برگزاری بازی در ورزشگاه شهدا نوشهر را نداده بود. همین موضوع باعث شور و حال عجیبی در شهر شد. کلاس سوم دبیرستان بودم و با دوستانم تصمیم گرفتیم برای تماشای این دیدار به ورزشگاه برویم.

لحظه شماری می کردیم تا زمان بازی فرا برسد برای بار اول بود که ستاره های فوتبال را می دیدم و این موضوع برایم خوشایند بود. چندین سال بود که پرسپولیس به ساری نیامده بود به همین دلیل استقبال خوبی از این بازی شد. استادیوم وسط شهر بود و به نظرم برگزاری ان بازی با آن همه هوادار کار اشتباهی بود و همچنین ما به این موضوع توجه نمی کردیم به ورزشگاه رفتیم.

ازدحام پشت در استادیوم زیاد بود و مسئولین آن موقع استادیوم هم تجربه نداشتند. حضور زیاد جمعیت و فشار آن ها باعث شد خودشان در را باز کنند و وارد شوند. استادیوم کلا یک در داشت.

ابراهیم تقی پور هم دوران ابتدایی خودش را در پرسپولیس سپری می کرد و خیلی از هواداران برای او پرده نوشته بودند. لحظه ورود علی پروین به زمین را هیچ وقت فراموش نمی کنم با ان همه هوادار ورزشگاه منفجر شد البته ان زمان همانند الان حق میزبانی رعایت نمی شد.

بازی شروع شد. سهراب انتظاری عالی بود و همه را شکه کرد و موفق به انجام دبل شد. بهروز رهبری فر هم یک پنالتی از دست داد. من دقیقا پشت دروازه پرسپولیس بودم. نیمه اول تمام شد و منتظر شروع نیمه دوم بودیم که آن حادثه اتفاق افتاد.

قسمتی که فرو ریخت سقفش مابین پشت دروازه شموشک و جایگاه ویژه استادیوم بود. هواداران رفته بودند بالای سقف در آن قسمت نشسته بودند. جمعیت زیادی هم بودند و اگر اشتباه نکنم برای ایجاد صدا و هیجان با پاهایشان روی سقف هم می زدند.

زیر آفتاب هم زیاد بودیم آن روز و صورتم سوخته بود. وقتی سقف ریخت اول فک کردیم زلزله است و یادم است هل شدیم و فقط به سمت وسط زمین دوید و با موج هوادارانی که به زمین آمده بودند همراه شدیم. خاک خیلی زیادی بلند شده بود و دهان ما پر از خاک شد به طوری که انگار در دهانمان گل وجود دارد و جان سالم به در بردیم.

چندساعت در خیابان ماندیم و بعد به خانه رفتیم و آمار مصدومان را از اخبار دنبال می کردیم. بعد از آن اتفاق دیگر ورزشگاه متقی نرفتم هرچند دیداری در آن برگزار نشد البته ورزشگاه آزادی زیاد رفتم. خیلی زود گذشت حدودا بیست سال.

پاسخی بگذارید