کاتولیک تر از پاپ؛ رومی تر از سزار
تاریخ: ۱۲:۳۰ :: ۱۳۹۸/۰۲/۱۰
نام نویسنده: اردشیر هادوی
سال منتهی به انتخابات و دغدغه های فوتبالی نمایندگان !

نمایندگان و به طور کل سیاسیون که به خوبی به راه های بازی های سیاسی آگاه هستند، از هر زمینه و فرصتی برای بهره برداری سیاسی استفاده می کنند؛ غافل از این که ورزش به وجود آمده است تا محیطی برای تخلیه ی هیجانات اجتماعی باشد، نه محلی برای بهره برداری سیاسی.

به گزارش مازند اسپرت (مازند ورزش)،کمیته ی اخلاق فدراسیون فوتبال طی دستور موقتی، محسن فروزان سنگربان تراکتورسازی تبریز را به مدت یک ماه و تا پایان تحقیقات درباره ی اتفاقات پیش آمده در بازی سپیدرود رشت و تراکتورسازی تبریز، از هرگونه حضور در میادین و اماکن ورزشی منع کرد.

البته این مساله یک اتفاق معمول و در راستای وظایف و اختیارات این کمیته است و عمل عجیب و دور از منطقی محسوب نمی شود.
اما مساله ای که درباره ی اتفاقات بازی تراکتور و سپیدرود بسیار عجیب است، دخالت برخی از نمایندگان مجلس و صدور بیانیه بر علیه محسن فروزان است که حتما همه ی فوتبال دوستان در جریان آن هستند.
این که آیا نمایندگان مجلس و در کل سیاسیون مجاز به ورود در مسائل ورزشی هستند، یک مساله هست و این که آیا اجازه ی این را دارند تا با تکیه بر مصونیت قضایی که دارند و با استفاده از فضای رسانا ی عمومی به شخصی که هنوز چیزی درباره ی وی ثابت نشده، ایراد اتهام و صدور حکم کنند مساله ای دیگر که ورود نهادهای نظارتی و قضایی را به این مساله می طلبد.
اما چرا ناگهان دو اشتباه یک بازیکن در یک بازی بوتبال برای نمایندگان مهم می شود؟
یا نماینده ز دیگری خواستار مداخله در حواشی بازی پرسپولیس و سپاهان می شود؟
در جواب هر دوی این سئوالات یک نکته ی کلیدی نهفته است؛ و آن هم انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی است.
 ورزش به شکل عام و فوتبال به طور اخص یک حوزه ی جذاب و دارای ظرفیت بالا برای جذب مخاطب و شکل دهی بر افکار عمومی ست که سال هاست کاندیداهای مجلس از این ظرفیت برای جذب آرای مردم استفاده می کنند.
هر ساله و در ایام انتخابات شاهد آن هستیم که کاندیداهای مختلف با صرف هزینه های هنگفت و دعوت از ورزشکاران ملی و مدال آوران عرصه های ورزشی، سعی می کنند از محروبیت این اشخاص برای جذب هوادار و رای استفاده کنند؛ و متاسفانه طیف وسیعی از مردم به خصوص جوانان و نوجوانانی که هنوز تفکرات سیاسی و اجتماعی آن ها سر و شکل کاملی نگرفته است، تحت تاثیر این شوی جذاب قرار گرفته و رای های خود را به نام این کاندیداها به صندوق می اندازند.
رقابتی که این روزها برای دخالت نمایندگان به مسائل فوتبالی در حال انجام است، در گذشته و به شکلی دیگر رخ داده بود و آن هم تلاش برای انتقال تیم های فوتبال به استان ها بود.
تجربه ای ناموفق که باعث نابودی چندین تیم ریشه دار گردید و تنها نفع آن برای نمایندگانی بود که از قبل آن توانستند مجددا بر صندلی های زیبای مجلس بنشینند.
اگر در آن زمان عادل فردوسی پور نبود، مطمئنا تیم های بیشتری به سرنوشت صبا و پاس دچار می شدند.
اما امروزه که دیگر خبر از عادل و برنامه ی افشاگرانه ی نود نیست، فرصت مناسبی برای نمایندگان فراهم شده است که با فوتبالی نشان دادن خود، ذهن فوتبال دوستان را به بازی بگیرند.
در حالی که تیم نود ارومیه در مشکلات مالی و مدیریتی غرق شده و برای نجات خودش دست و پا می زند، نماینده ی این شهر در اقدامی ریاکارانه صدرنشینی موقت تراکتور را به رهبری تبریک می گوید و در مساله ی فروزان اقدام به صدرو بیانیه می کند.
تراکتور در ادوار گذشته نیز صدرنشینی را تجربه کرده بود؛ چرا آقای قاضی پور آن زمان پیام تبریکی صادر نکرد؟
منهای این، ایشان چرا به جای تلاش برای نزدیک کردن خود به تراکتورسازی، تلاشی در راستای رفع مشکلات تیم شهر حوزه ی انتخابیه ی خودش نمی کند؟
جواب هر دو سئوال کاملا مشخص است؛ اول این که امسال تراکتور اهمیت پیدا کرد چون سال منتهی به انتخابات است و در جواب سئوال دوم بایستی بگوییم که تراکتور بسیار بیشتر از دیگر تیم ها در بین آذری زبان ها محبوبیت دارد و نزدیک شدن به آن باعث دیده شدن توسط تراکتور دوستان و در نتیجه موفقیت در انتخابات را به همراه دارد.
نماینده ی شهر تبریز، علیرضا احمدبیگی بدون توجه به کرامت انسانی محسن فروزان، پیش از این که به پرونده اش رسیدگی بشود و جرمی محرز گردد، با استفاده از مصونیت قضایی که به نمایندگان داده شده است، در رسانه ها بر علیه وی موضع گیری می کند تا تراکتور دوستان را به سمت خود متمایل کرده و در انتخابات اسفندماه پیروز از میدان خارج شود.
امیرحسین قاضی زاده هاشمی، نماینده ی مشهد برای جلب توجه فوتبال دوستان مشهدی خواستار مداخله در اتفاقات بازی پرسپولیس و سپاهان می شود.
در انتخابات دور گذشته نماینده ی جوان شهر شمالی که قصد کاندیداتوری را داشت، اقدام به خریدن تنها تیم لیگ یکی شهر که حال و روز خوشی هم نداشت، کرد و خودش را به عنوان ناجی فوتبال شهر مطرح کرد.
پس از این که از این قبل توانست در انتخابات پیروز شود، تیم را به حال خودش رها کرد تا آن که تیم به طور کامل منحل شد.
نمایندگان و به طور کل سیاسیون که به خوبی به راه های بازی های سیاسی آگاه هستند، از هر زمینه و فرصتی برای بهره برداری سیاسی استفاده می کنند؛ غافل از این که ورزش به وجود آمده است تا محیطی برای تخلیه ی هیجانات اجتماعی باشد، نه محلی برای بهره برداری سیاسی.
اگر متولیان بین المللی ورزش، از ورود سیاسیون به ورزش ممانعت به عمل می آورند، یکی از مهم ترین دلایل آن همین بهره برداری های نابخردانه ای ست که نمونه های بارز آن را در کشورمان مشاهده می کنیم.
وقتی نمایندگان و سیاسیون در مقابل یک تیم، یک بازیکن یا یک مسابقه، اقدام به صدور بیانیه می کنند، آن گاه محیط ورزش از یک محیط رقابتی و دوستانه خارج شده و به فضایی مبارزه طلبانه و جنگی تبدیل می شود؛ چرا که هوادار با خودش می اندیشد که این مساله آن قدر مهم و حیاتی است که یک نماینده یا وزیر شخصا به آن ورود می کند؛
نتیجه ی این کنش اشتباه، واکنش های پرخاشگرانه در محیط های ورزشی است.
لطفا سیاسیون همان قدر که دوست ندارند تا ورزشکاران در امور سیاسی دخالت کنند، به همان میزان از محیط ورزش فاصله بگیرند تا فضای ورزش به فضایی بهتر، سالم تر و عاری از کنش های سیاسی تبدیل بشود.

پاسخی بگذارید